اثر تنظیم کننده های رشد بر اندازه گیاه و اندامها
اثر تنظیم کننده های رشد بر اندازه گیاه و اندامها
كنترل اندازه گياه واندامهاي آن در كشاورزي ميتواند از اهميت زيادي برخوردار باشد. كل حداكثر وزن ، طول يا قطر بر توليد نهايي تاثير بگذارد. در آنصورت افزايش اندازه مطلوب ميباشد. از طرف ديگر اگر از نظر تجاري مقرون به صرفه باشد. توانايي در كاهش اندازه كل گياه ميتواند بااهميت باشد. طويل شدن گياه برنج در اثر بيماري نشاءاحمق ( Foolish Seechiry) كه از طريق عفونت با قارچ جيبرلافوجي كورم اايجاد ميشود بمدت چند دهه شناخته شده بود ولي بعد از سال 1938 كه يك ماده متابوليتي ازاين قارچ جدا گرديد نشان داده شد كه عامل ايجاد بيماري ميباشد. جداسازي كريستاليزه كردن و تعيين ساختمان اين ماده توسط يابوتا و سوميكي در سال 1938 منجر به كشف دسته جديدي از هورمونها يعني جيبرلين شد.اين موضوع تا سال 1959 به علت جنگ جهاني دوم و حفظ اسرار نظامي چندان منتشر نشد تااينكه بعد از جنگ مقالاتي از طرف ژاپنيها و آمريكاييها درباره تاثيرات جالب توجه آن بر روي گياهان زينتي و محصولات زراعي خوراكي منتشر شد. تاثير مشخص جيبرلينها بر بيشتر گياهان در طويل شدن ساقه اوليه است.اين تاثير در بافتهاي جوان و مراكز رشد متمركز شده و بسته به تيپ گياه مورد عمل از طريق افزايش در طول سلول و افزايش در سرعت تقسيم آن يا تركيبي از هر دوايجاد ميشود. جيبرلينها تاثيراتي قابل توجه بر خيلي از گياهان پاكوتاه شامل نخود ، ذرت و لوبيا داشته و هنگاميكه از آنها استفاده شود گياه به اندازه كامل رشد ميكند همچنين ميزان انشعابات جانبي را مثلاً در انگورافزايش ميدهد همچنين از آنجا كه اين تركيب موجب توليد آنزيم آميلاز در جو ميشود بطور متداول جهت تغيير مالت از دانه جو مورد استفاده قرار ميگيرد از طرف ديگر مواردي وجود دارد كه كاستن اندازه گياه ميتواند از نظر تجارتي مفيد باشد به عنوان مثال كاستن طول ساقه غلات با استفاده از كلرمكوات. استفاده ازاين ماده از احتمال ورس گندم دربادهاي شديد يا باران جلوگيري كرده و يا به ميزان زيادي آن را كاهش ميدهد. ازاين ماده بر روي تمام گندمهايي كه در آلمان كشت ميشود استفاده ميشود.
تنظيم كنندههاي ريشه گياهي معمولا چنين تعريف ميشوند : تركيبات آلي كه ماده غذايي نيستند ولي هنگاميكه در غلظت كم مورد استفاده قرار ميگيرند بر فرايندهاي فيزيولوژيكي رشد و نمو گياهي تاثير ميگذارند. براي مقاصد عملي ، تنظيم كنندههاي رشد را ميتوان چنين تعريف كرد : تركيباتي طبيعي يا مصنوعي كه مستقيما بر گياه مورد نظر اعمال گرديده و فرايندهاي حياتي يا ساختمان گياه را تغيير ميدهند تا كيفيت آنرا بهبود بخشيده ، محصول را افزايش داده يا برداشت آن را تسهيل نمايد براساس تعريف دوم آفت كشها را نيز هنگاميكه جهت ايجاد تغييرات سودمند ويژه در محصولات زراعي مورد نظر بكار برده شوند ميتوان تنظيم كننده رشد گياهي دانست.
اصطلاح هورمونهاي گياهي هنگاميكه به طور صحيح استعمال شود محدود به موادي است كه به طور طبيعي در گياهان يافت شده و به پنج دسته تقسيم ميشود : آكسينها - جيبرلينها - سيتو كينينها -بازدارندهها -اتيلن
اصطلاح تنظيم كننده رشد گياهي محدود به تركيبات مصنوعي نبوده بلكه شامل هورمونهاي طبيعي نيز ميشود
آكسينها : تركيباتياند كه باعث حجيم شدن سلولهاي گياهي ميشوند.
جيبرلينها : محرك تقسيم سلولي بوده و باعث طويل شدن سلولها يا هر دوي آن هستند.
سيتو كينينها : محرك تقسيم سلولي در گياهان ميباشند.
بازدارندهها گروهي متنوع از هورمونهاي گياهياند كه فرايندي فيزيولوژيكي يا بيوشيميايي را درگياهان مانع شده و يا به تاخير مياندازد و تابع هورموني است كه در ساختمان آن قرار دارد.
اتيلن :اين گاز نقش مهم ولي غامض در تنظيم حياتي گياه بر عهده دارد.اين گاز براي تاثير با تركيبات شيميايي موجود در گياه وارد واكنش نميشود ولي براي تاثير بايد در عملي شبيه به آن نقش داشته باشد.
هورمونهاي گياهي احتمالاً در رشد گياه داراي تاثير دوگانهاند ، 1- پاسخ رشدي سريع كه از طريق تغيير و تبديل در سيستمهاي موجود در غشاء و هنگام كاربرد هورمونايجاد ميشود.2- واكنش رشدي تاخيري كه متعاقباً و از طريق تاثير بر آنزيمهايي كه بعد از كاربرد هورمونايجاد شده به وقوع ميپيوندند.
اولين كاربرد عملي هورمونهاي گياهي تحريك ريشه دهي و گل دهي در آناناس با استفاده از استيلن و اتيلن بوده است.
